ستون فرناز ۵
ستون فرناز ۵
کاش در دنیا سه چیز وجود نداشت :
1)غرور 2)عشق 3)دروغ
آن وقت کسی از روی غرور برای عشق دروغ نمی گفت!
آموزش نکات جالب یاهو مسنجر ۱
آموزش نکات جالب یاهو مسنجر ۱
1)چگونه با بیش از یک ID همزمان Online شویم؟
راه اصلی ساختن پروفایلهای اضافی برای ID است. بین 1 تا 5 پروفایل اضافی (در عمل شاید هم بینهایت;-) ) را می توان به یک ID متصل کرد. این پروفایلها ایمیل ندارند و همگی status message یکسانی دارند اما لازم نیست همه همزمان online باشند و می توانیم هر کدام را که بخواهیم online یا offline کنیم. برای ساختن آنها کافی است از منوی login به قسمت my profiles برویم و از آنجا روی create/edit کلیک کنیم. از صفحه ای که باز می شود می توانید profile جدید بسازید. متوجه باشید که هر آنچه در این فرم وارد کنید در profile جدیدی که می سازید قابل دیدن خواهد بود بنابراین بهتر است بخواهید ایمیل شما نشان داده نشود تا زود لو نروید!
راه دیگر استفاده از برنامه هایی است که فقط ID دیگر را online می کنند. با این روش نمی توانید از آن استفاده کنید و سودی ندارد.
راه دیگر استفاده از switch user ویندوز است و با switch user به طور متناوب از هر دو ID استفاده کنید.
راه دیگر استفاده از مسنجرهای همه کاره ای است که یاهو را هم دارند و یا استفاده از مسنجرهایی مانند Elite است که مشابه یاهو هستند. به این شکل شما هم یاهو مسنجر و هم برنامه دوم را در حال اجرا خواهید داشت.
2)چگونه دوستانم صداهایی برایم می فرستند که برای من فقط یک بلندگو نمایش داده می شود و صدا را می شنوم؟
از دستور snd استفاده می کنند. شکل دستور به فرم است که به جای یاهو می توانید هرکدام از اسمی فایلهای موجود در آدرس C:Program FilesYahoo!MessengerMedia را بدون پسوند به کار ببرید مثل doorbell، phone یا yahoomail. اما از این روش برای buzz استفاده نکنید و همان ctrl+g را به کار ببرید چون معمولاً اگر صفحه گفتگو با شما صفحه فعال فرد مقابلتان نباشد، صدا را نخواهد شنید.
چگونه پرانتز پایانی status خود را حذف کنم؟
در پایان آن یکی دو بار Ctrl+Enter بزنید.
چگونه زیر ID و status خود را خط بکشم؟
اگر می خواهید ID و Status خود را زیرخط دار کنید، کافی است در پایان status خود، یک Ctrl+Enter بزنید و سپس سطر زیرین را با کاراکتر “ ¯ ” به تعداد مورد نیاز پر کنید. می توانید این کاراکتر را از همینجا با موش انتخاب و کپی کنید
ستون خود خودم ۳
سخنی با دوستان!
با عرض سلام و تبریک پیشاپیش عید سعید نوروز خدمت همه دوستان و بازدیدکنندگان عزیز، چند سخن کوتاه با شما عزیزان دارم!
الف)مرحله اول تغییر اساسی وبلاگ انجام شد!
این تغییرات عبارتند از:
1)ویرایش قالب ظاهری وبلاگ
2)قرار دادن لوگوی موقتی وبلاگ
3)طراحی و ایجاد تغییرات صفحه اصلی (ساعت-لرزاننده صفحه و...)
4)ایجاد فرم نظرخواهی
5)ایجاد ستون های جدید مطالب (ستون خود خودم-ستون فرناز-ستون مینا-ستون اینترنت و...)
6)ثبت وبلاگ جدید تحت عنوان (دانلود آباد) ، جهت قرار دادن انواع موسیقی-نرم افزار-عکس و... جهت دانلود کردن ] در مرحله دوم تغییر اساسی وبلاگ این وبلاگ توسعه خواهد یافت، که در این مورد به یاری شما عزیزان نیازمندیم و دست شما را می فشاریم![
ب)مطالب ویژه عید نوروز (ستون نوروزی):
این ستون در واقع سر آغازی بر مرحله دوم تغییر اساسی وبلاگ می باشد، که ستون جدیدی را تحت این عنوان شامل می شود و حاوی مطالبی در مورد تاریخچه عید نوروز و رسوم و آداب ویژه این عید باستانی می باشد و به امید خدا از امروز این ستون کارش را آغاز کرده و تا روز 13 فروردین همه روزه مطالب جدیدی به آن اضافه خواهد شد!
ج)درخواست یاری از شما:
برای تکمیل این وبلاگ به کمک شما نیازمندیم و دست یاری از شما می طلبیم، با انتقادات، پیشنهادات و ارایه نکته نظرات خود ما را در بهبود کار یاری کنید؛چون این وبلاگ متعلق به خود شماست!
در ضمن مانند گذشته مطالب پر بار خود را برای ما بفرستید تا همانند دیگران مطالبتان با نام خودتان در وبلاگ قرار گیرد.
د)ایجاد لینکستان:
در اهداف بعدی توسعه وبلاگ ، قصد داریم لینکستان دوستان خود را ایجاد کنیم، لذا از تمام کسانی که تمایل به اضافه شدن نام وبلاگ یا وب سایتشان در لینکستان دارند، خواهشمندیم با بنده تماس بگیرند(توسط پست الکترونیک یا پیغام در مسنجر ویا نظر خواهی پایین مطلب زیر).
سالی خوب و پر از شادی برایتان آرزو می کنم!
مهرداد
حرف هایی که یکبار در عمرتان می خوانید!!!
همواره به دیگران کمک کن و همراهیشان کن تا به تعالی برسند
آن گاه خود نیز از درون به تعالی خواهی رسید
خدمت به دیگران کسر شان نیست‚ بلکه امتیاز است
خدمتی که با طیب خاطر انجام شود
غرور را از میان خواهد برد و
آرامش درون را جایگزینش خواهد کرد
با تحقیر دیگران‚ سستی و تزلزل خود را نشانشان می دهیم
نیکی و مهربانی با دیگران
انعکاس پیروزی درونی است
برای غلبه بر این گرایش که همه چیز را شخصی و خودمانی بدانی
به آن چه درباره ی غیرشخصی برخورد کردن و
جدی بودن از دیگران می شنوی‚ ترتیب اثر بده
باورهای قلبیت تعیین کننده ی شخصیت آتی تو هستند
اگر بر مسائل حقیر تمرکز کنی حقیرخواهی شد
و اگر بر افکار متعالی تمرکز کنی افتخار نصیبت خواهد شد
افکار تو بر دریافتی که از دنیای پیرامون داری رنگ می دهد
افکار منفی حتی سفید را خاکستری نشان می دهد
و افکار مثبت حتی یک روز خاکستری را زیبا می کند
زن ها معمولا احساسات و الهامات را به راحتی جذب می کنند
اگر احساساتشان آرام باشد
الهامات را به آرامی دریافت می کنند
و دریافت آن ها را احساس می کنند
افکارت را بر روند درازمدت زندگی متمرکز کن
با فراز و نشیب های گذرا در نیفت
انرژیت را برای کنارآمدن با واقعیات همیشگی زندگی حفظ کن
بگذار افکارت را عقل وعواطفت را عشق غیرخودخواهانه هدایت کند
خود را بی هیچ چشمداشتی وقف دیگران کن
زیبایی حقیقی نوری است که از درون ساطع می شود
منشا آن افکار مثبت محبت و فضیلت های اخلاقی است
زیبایی صورتکی نیست که انسان به چهره بگذارد و به آن مباهات کند
اشتباه است اگر فکر کنیم زیبایی مختص جوانی است
هر سنی زیبایی خاص خودش را دارد
قدرشناس باش و قدرشناسی را ابراز کن
از دهنده ی هدیه بیشتر از خود هدیه قدردانی کن
قدرت خیانت و بدی ابدی نیست
به عیب جویی دیگران درست یا نادرست توجه نکن
اما قلبا از آن ها سپاسگذار باش
اگر می خواهی بر کسانی که به تو بدی کرده اند غلبه کنی
از آن ها نزد دیگران به خوبی یاد کن
با تاریکی نمی شود بر تاریکی غلبه کرد
سلاح مؤثر بر تاریکی نوراست
حب و بغض را از خودت دور کن
قناعت را در وجودت تقویت کن
از داشتن دوستان واقعی ‚ راضی و شاکر باش
بیشتر منشا کنش باش تا واکنش
واکنش های احساسی مانند ابری واقعیات را می پوشانند
بگذار محبتت نسبت به دیگران مثل عقربه ی قطب نما عمل کند
مهم نیست که چند بار منحرف شود
زیرا نهایتا مسیر درست را نشان خواهد داد
کاری را که احساس می کنی درست است انجام بده
کاری که سودش به دیگران برسد
سعی نکن همواره دیگران را از خودت راضی نگه داری
کافی است برای دیگران دوستی صادق باشی
اگر بگذاری زندگی می تواند مثل سوار شدن بر یک چرخ و فلک تفریحی باشد
یک روز بالا برود و روز بعد پایین بیاید
از درونت فرمان بگیر
خواه زندگی بر وفق مراد باشد خواه توام با مشکل
همه چیز در حال تغییر است
از هیچ چیز زیاده خوشحال یا ناراحت نشو
زیرا هیچ چیز در این دنیا همیشه یک جور نمی ماند
سعی کن تعادل افکارت را حفظ کنی
هنگام صحبت با دیگران منصف باش
و سعی کن نقطه نظرات آن ها را بفهمی و محترم بشماری
زیرا تنها با درک کردن دیگران است
که می توان به تغییر آن ها امیدوار بود
تنها حقیقت است که ارزش نهایی دارد نه عقاید و نظریات مختلف
برای دیگران مانند یک مادر باش
بی هیچ انتظاری ببخش و توقع پاداش نداشته باش
با این کاراز زندگی هزاران برابر پاداش خواهی گرفت
هنگامی که دیگران به تو بدی می کنند
با محبت‚ مهربانی‚ درک و بخشش
ناهنجاری وعدم تعادل آن ها را شفا بده
ارزش های زنانه به نوبه ی خود از قدرتی برابر با
ارزش های مردانه برخوردار است
هوا و آب همان قدر قدرت دارند که آتش دارد
صبر‚ بردباری‚ پذیرش و قدرت انطباق با شرایط
منجر به پیروزی خواهد شد
در حالی که پرخاشگری در چنین شرایطی شکست به دنبال خواهد داشت
دوست داشتن از عشق برتر است
دوست داشتن از عشق برتر است . عشق یک جور جوشش کور است و پیوندی از سر نابینائی ، اما دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال . عشق بیشتر از غریزه آب میخورد و هرچه از غریزه سر زند بی ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع میکند و تا هرجا که یک روح ارتفاع دارد ، دوست داشتن نیز همگام با آن اوج میابد .
عشق در قالب دلها در شکل ها و رنگ های تقریبا مشابهی متجلی میشود و دارای صفات و حالات و مظاهر مشترکی است ، اما دوست داشتن در هر روحی جلوه خاص خویش دارد و از روح رنگ میگیرد و چون روح ها برخلاف غریزه ها هر کدام رنگی و ارتفاعی و بعدی و طعمی و عطری ویژه خویش دارد ، می توان گفت که به شماره هر روحی ، دوست داشتنی هست .
عشق با شناسنامه بی ارطبات نیست و گذر فصل ها و عبور سالها بر آن اثر میگذارد ، اما دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی میکند و بر آشیانه بلندش روز و روزگار را دستی نیست .
عشق در هر رنگی و سطحی ، با زیبائی محسوس ، در نهان یا آشکار ، رابطه دارد . چنانکه " شوپنهاور" میگوید : (( شما بیست سال بر سن معشوقتان بیفزائید ، آنگاه تاثیر مستقیم آنرا بر روی احساستان مطالعه کنید ))!
اما دوست داشتن چنان در روح غرق است و گیج و جذب زیبائی های روح که زیبائی های محسوس را به گونه ای دیگر میبیند . عشق طوفانی و متلاطم و بوقلمون صفت است ، اما دوست داشتن آرام و استوار و پروقار و سرشار از نجابت .
عشق با دوری و نزدیکی در نوسان است ، اگر دوری به طول بینجامد ضعیف میشود ، اگر تماس دوام یابد به ابتذال میکشد .و تنها با بیم و امید و تزلزل و اضطراب و (( دیدار و پرهیز )) ، زنده و نیرومند میماند . اما دوست داشتن با این حالت نا آشناست . دنیایش دنیای دیگریست .
عشق جوششی یکجانبه است ، به معشوق نمی اندیشد که کیست ، یک خود جوشی ذاتی است ، و از این رو همیشه اشتباه میکند . در انتخاب به سختی میلغزد و یا همواره یکجانبه میماند و گاه میان دو بیگانه ناهماهنگ ، عشقی جرقه میزند و چون در تاریکی است و یکدیگر را نمیبینند ، پس از انفجار این صاعقه است که در پرتو روشنائی آن چهره یکدیگر را میتوانند دید و در اینجاست که گاه پس از جرقه زدن عشق ، عاشق و معشوق که در چهره هم مینگرند ، احساس میکنند هم را نمیشناسند و بیگانگی و نا آشنائی پس از عشق – که درد کوچکی نیست – فراوان است .
اما دوست داشتن در روشنائی ریشه میبندد و در زیر نور سبز میشود و رشد میکند و از این روست که همواره پس از آشنائی پدید میاید . و در حقیقت در آغاز دو روح خطوط آشنائی را در سیما و نگاه یکدیگر میخوانند ، و پس از ((آشنا شدن)) است که ((خودمانی)) میشوند - دو روح ، نه دو نفر ، که ممکن است دو نفر با هم در عین رو در بایستی ها احساس خودمانی بودن کنند و این حالت به قدری ظریف و فرار است که به سادگی از زیر دست احساس و فهم میگریزد - و سپس طعم خویشاوندی و بوی خویشاوندی و گرمای خویشاوندی از سخن و رفتار و کلام یکدیگر احساس میشود و از این منزل است که ناگهان ، خود بخود ، دو همسفر به چشم میبینند که به پهندشت بیکرانه مهربانی رسیده اند و آسمان صاف و بی لک دوست داشتن بر بالای سرشان خیمه گسترده است و افقهای روشن و پاک و صمیمی (( ایمان)) در برابرشان باز میشود و نسیمی نرم و لطیف - همچون روح یک معبد متروک که در محراب پنهانی آن ، خیال راهبی بزرگ نقش بر زمین شده و زمزمه درد آلود نیایش مناره تنها و غریب آنرا به لرزه در میاورد – هر لحظه پیام الهان های تازه آسمانهای دیگر و سرزمین های دیگر و عطر گلهای مرموز وجانبخش بوستانهای دیگر را به همراه دارد و خود را ، به مهر و عشوه ای بازیگر و شیرین و شوخ ، هر لحظه ، بر سر و روی ایندو میزند .
عشق جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی ((فهمیدن)) و ((اندیشیدن)) نیست . اما دوست داشتن در اوج معراجش از سرحد عقل فراتر میرود و فهمیدن و اندیشیدن را نیز از زمین میکند و با خود به قله بلند اشراق میبرد .
عشق زیبائی های دلخواه را در معشوق میافریند و دوست داشتن زیبائی های دلخواه را در دوست میبیند و میابد .
عشق یک فریب بزرگ و قوی است و دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی ، بی انتها و مطلق .
عشق در دریا غرق شدن است و دوست داشتن در دریا شنا کردن .
عشق بینائی را میگیرد و دوست داشتن میدهد .
عشق خشن است و شدید و در عین حال ناپایدار و نامطمئن و دوست داشتن لطیف است و نرم و در عین حال پایدار و سرشار از اطمینان .
عشق همواره با اشک آلوده است و دوست داشتن سراپا یقین است و شک ناپذیر .
از عشق هرچه بیشتر میشنویم سیرابتر میشویم و از دوست داشتن هر چه بیشتر ، تشنه تر .
عشق هرچه دیرتر میپاید کهنه تر میشود و دوست داشتن نو تر .
عشق نیروئیست در عاشق ، که او را به معشوق میکشاند ؛ دوست داشتن جاذبه ایست در دوست ، که دوست را به دوست میبرد . عشق تملک معشوق است و دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست .
عشق معشوق را مجهول و گمنام میخواهد تا در انحصار او بماند ، زیرا عشق جلوه ای از خود خواهی یا روح تاجرانه یا جانورانه آدمیست ، و چون خود به بدی خود آگاه است ، آنرا در دیگری که میبیند ؛ از او بیزار میشود و کینه برمیگیرد . اما دوست داشتن ، دوست را محبوب و عزیز میخواهد و میخواهد که همه دلها آنچه را او از دوست در خود دارد ، داشته باشند . که دوست داشتن جلوه ای از روح خدائی و فطرت اهورائی آدمیست و چون خود به قداست ماورائی خود بیناست ، آنرا در دیگری که میبیند ، دیگری را نیز دوست میدارد و با خود آشنا و خویشاوند میابد .
در عشق رقیب منفور است و در دوست داشتن است که (( هواداران کویش را چو جان خویشتن دارند )) . که حصد شاخصه عشق است چه ، عشق معشوق را طعمه خویش میبیند و همواره در اضطراب است که دیگری از چنگش برباید و اگر ربود ، با هردو دشمنی میورزد و معشوق نیز منفور میگردد و دوست داشتن ایمان است و ایمان یک روح مطلق است ، یک ابدیت بی مرز است ، از جنس این عالم نیست .
عشق ریسمان طبیعی است و سرکشان را به بند خویش در میاورد تا آنچه آنان ، بخود از طبیعت گرفته اند بدو باز پس دهند و آنچه را مرگ میستاند ، به حیله عشق ، بر جای نهند ، که عشق تاوان ده مرگ است . و دوست داشتن عشقی است که انسان ، دور از چشم طبیعت ، خود میافریند ، خود بدان میرسد ، خود آنرا ((انتخاب)) میکند . عشق اسارت در دام غریزه است و دوست داشتن آزادی از جبر مزاج . عشق مامور تن است و دوست داشتن پیغمبر روح . عشق یک (( اغفال )) بزرگ و نیرومند است تا انسان به زندگی مشغول گردد و به روزمرگی – که طبیعت سخت آنرا دوست میدارد – سر گرم شود و دوست داشتن زاده وحشت از غربت است و خود آگاهی ترس آور آدمی در این بیگانه بازار زشت و بیهوده .عشق لذت جستن است و دوست داشتن پناه جستن . عشق غذاخوردن یک حریص گرسنه است و دوست داشتن (( همزبانی در سرزمین بیگانه یافتن )) است . .........................
نظرات ()